یکی‌ به داد من برسه!

آای مردم بیائید، کجایید که من را بردند، کشتند، دیوانه شدم از دست این همکار روس…بابا این چمپتِ کت و کله دست از سر کچل ما بر نمی‌داره…نمی‌دونم چی‌ از جون من  می‌خواد…دفتر کار این آقا سه‌ تا در داره…یکی‌ به دفتر کار من، یکی‌ به بالکن و دیگر به کریدوری که از کنار اتاق کار من می‌گذره…اوایل میومد کارهاش را وسط  دفتر من انجام میداد…نمیدونم! اینستال و ریبوت کردن کامپیوتر‌های جدیدش را…یک مدت بعد هر چی از اتاق کار  من رد شد در را میکوبید به هم! چند وقت بعد کلا نظرش عوض شد و تصمیم گرفت از در توی کریدور رفت و آمد کنه و دیگه از وسط اتاق من برای رسیدن به بیرون رژه نره…حالا این آخرین بار رفته آسمون ریسمون به هم بافته که من را از دفتر کارم بیرون کنه…ولی‌ من نمی‌خوام برم، جام را خیلی‌ دوست دارم و این کمال نامردی ه…اینقدر عصر تا حالا حرص خوردم، عصبانی شدم، از این همه پستیش گریه کردم…داد زدم…آخه نمیدونم چیکارش کنم…حرف بردن آوردنش هم که کلا به سرعت برق ه…نمیدونم چیکارش کنم…من نمی‌خوام از جام تکون بخورم خدا یا به کی‌ بگم:((((( آرامش را ازم سلب کرده…

2 پاسخ برای یکی‌ به داد من برسه!

  1. ای جااانم بیمـــــــــرم :(
    نگو دلم پره، منم دلم پره از دست این مردم :( به نظرم جاتو عوض کن، اگر نکنی اون آرامشی که داری رو ازت خواهد گرفت، یعنی دیگه نمیذاره از خوبی اتاقت لذت ببری، یعنی آدم تو کپک زندگی کنه ولی کنار یه آدم روانی نباشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s