خواب!

خواب دیدم که چهار نفر رفتند در یک رودی، آب آنها را برد و من فقط دست یکی‌ را گرفتم از آب بیرون اوردم…دنبال بقیه بودم که به فکرم رسید باید آب درون ریه این یکی‌ را خالی‌ کنم، برش گردوندم که با دست بزنم پشتش، وقتی‌ آب‌هایی‌ که خورده بود را برگردوند تبدیل به یک ماهی‌ درشت شد من هم برای اینکه نمیره  انداختمش توی یک آب راهی‌ که از کنار رودخونه میگذشت…بعد دوباره قلاب انداختم توی آب برای گرفتن ماهی‌ (هیچ ماهی‌ در آب نبود)! یک مار قلّاب من را گرفت، مار آبی کوچیک بود که داشت میومد بالا تر، می‌خواستم بکشمش، هی‌ بزرگ شد، رنگ مار کبری، زرد و طلایی  شد …من هم رفتم کفشم را پوشیدم و با پا کوبیدم روی سرش، صدای خورد شدن استخواناش میومد… به نظر اومد مرده ! اومدم سرش را بگیرم گردنش را گرفتم و یکی‌ از دندونهاش را فرو کرد بالای شصت دستم، دو بار…دردم نیومد، به نظر اومد دستکش پوشیدم اما دستم زخم شدهٔ بود، مار عصبانی بود صدای عجیبی‌ میکرد، بالاخره سرش را گرفتم و لهش کردم، مرد.

یعنی‌ چی‌ شده؟ من از این خواب‌های اینجوریم میترسم، تعبیر میشن…